راننده تاکسی زن پولدار را بین شمشادهای پاسداران برد

دیدم جای خلوتی است وسوسه شدم

راننده تاکسی که به عنوان تنها مظنون قتل زنی میان سال دستگیر شده بود، به کشتن این زن اعتراف کرد.

  1. پنجشنبه ۲۴ مرداد ۹۸ ساعت ۱۱:۲۰ (۳ روز،۵ ساعت قبل)
به گزارش فرانگر

اعتراف این راننده تاکسی در حالی است که او در تحقیقات اولیه هرگونه دخالت در مرگ این زن را رد کرده و مدعی بود او را در نزدیکی محل کشف جسد پیاده کرده بود. این راننده تاکسی در جدیدترین اظهارات خود گفته است: چون قسط خانه ای که در شهرری خریده بودم عقب افتاده بود، برای سرقت وسوسه شدم و دست به این قتل زدم.

جسد خونین قربانی که زن میان سالی است، چهارم مرداد در بین شمشاد های خیابانی در حوالی پاسداران پیدا شد و مأموران با حضور در محل پیداشدن جسد دیدند زن با اصابت سنگ به سرش به قتل رسیده است.

مدتی پس از انتقال جسد به پزشکی قانونی مردی که همسرش مفقود شده بود، با مراجعه به پزشکی قانونی جسد را شناسایی کرد و گفت همسرش برای گرفتن وام از بانک کارگشایی همراه مقداری طلا از خانه خارج شده بود و دیگر از او خبری نشد.

در ادامه بررسی تصاویر دوربین های مداربسته نشان داد مقتول سوار یک تاکسی شده است. این تاکسی حوالی محل قتل نیز حضور داشت. بنابراین راننده تاکسی دستگیر شد و گفت: من این زن را می شناختم و گاهی او را به جایی که می خواست می بردم. روز آخر هم او را به عنوان مسافر سوار کردم.

این ادعای راننده تاکسی مورد پذیرش قرار نگرفت و در حالی که طلاهای همراه مقتول نیز سرقت شده بود، بازجویی ها از تنها مظنون جنایت ادامه یافت تا اینکه مرد جوان به قتل اعتراف کرد.

او درباره نحوه قتل گفت: آن روز دومین بار بود که من مقتول را می دیدم، دفعه قبل که او را سوار کرده بودم شماره من را گرفت و گفت اگر جایی بخواهد برود به من زنگ می زند. روز قتل هم به من زنگ زد و او را به بانک بردم تا وام بگیرد. وقتی برگشت به من گفت کارت ملی اش را گم کرده است و نتوانسته وام بگیرد. او توضیح داد طلاهایش را آورده بود که از بانک وام بگیرد. به همین خاطر از من خواست او را به جاهایی که قبل از سوارشدن به ماشین من رفته بود ببرم تا شاید بتواند کارت ملی اش را پیدا کند. وقتی به آن پیاده روی نزدیکی محل قتل رسیدیم، من دیدم جای خلوتی است و وسوسه شدم طلاهایش را بدزدم. به دروغ گفتم چیزی آنجا افتاده، برو ببین و همین که به سمت شمشادها رفت سنگی را برداشتم و به سرش زدم. بعد هم کیف و تلفن همراش را برداشتم و فرار کردم.

این متهم درباره اموال مسروقه گفت: طلاها هفت النگو و یک انگشتر بود. وقتی قتل را انجام دادم کیف را در صندوق عقب انداختم و چندساعتی در شهر مسافرکشی کردم. بعد از اینکه به خانه رفتم بدون اینکه همسرم متوجه شود به انباری رفتم و کیف و وسایل مقتول را بین وسایل در انباری مخفی کردم.

این متهم همچنین در اظهارات خود گفت: اصلا فکر نمی کردم دستگیر شوم و انتظار نداشتم مأموران بتوانند من را شناسایی کنند، به همین دلیل تصمیم به فرار نداشتم اما در تمام مدت عذاب وجدان داشتم و الان هم پشیمان هستم. متهم در حال حاضر در بازداشت است و تحقیقات از او ادامه دارد.




همرسانی نوشتار: